السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

357

جواهر البلاغة ( فارسى )

خواهندهء بخشش شتابنده نيست . و مانند سخن او : تمتع من شميم عرار نجد * فما بعد العشيّة من عرار « 1 » از بوى گل عرار سرزمين نجد بهره بگير ، كه پس از امشب گل عرارى نيست . « عرار » : گل زرد ، نرم و خوشبوست . « نجد » : سرزمين وهّابيان در عربستان است . و مانند سخن او : و من كان بالبيض الكواعب مغرما * فما زلت بالبيض القواضب مغرما « 2 » و اگر كسى شيفتهء زنان سپيدروى پستان برآمده است ، پس من پيوسته شيفتهء شمشيرهاى سفيد برنده هستم . و مانند سخن او : ذوائب سود كالعنا قد أرسلت * فمن أجلها منّا النفوس ذوائب گيسوان سياهى كه چونان خوشه‌ها آويخته شده است پس به جهت آنها جانها آب گرديده . 10 - ما لا يستحيل بالانعكاس ما لا يستحيل بالانعكاس هو كون اللّفظ يقرأ طردا و عكسا نحو : 10 - ما لا يستحيل بالانعكاس اين است كه لفظ ، از پس ( آخر ) و وارونه خوانده شود . مانند : كن كما أمكنك . آن‌گونه باش كه مىتوانى . « 3 » و مثل : « و ربّك فكبرّ » و پروردگار خود را بزرگ دار . « 4 » و بسان : مودّته تدوم لكلّ هول * و هل كلّ مودّته تدوم « 5 »

--> ( 1 ) - مانند اين بيت خاقانى : ما را كه كند مسلّم آنجا * خورشيد نمىشود مسلّم ( 2 ) - مانند اين بيت عبد الواسع : در عاشقى و دليرى اى دلبر شيرين * من رنجه چو فرهادم و تو طرفه چو شيرين و سعدى سروده است : يار آن بود كه صبر كند بر جفاى يار * ترك رضاى خويش كند در رضاى يار ( 3 ) - شخصى به اديبى گفت : « مرادى دارم » او پاسخ داد : « بر آيد يا رّب » اين سخن و پاسخ آن هردو از باب ما لا يستحيل بالانعكاس است . ( 4 ) - مدّثر ، 3 ( 5 ) - گاه از وارونه‌كردن يك مصراع ، مصراع ديگر پديد مىآيد ؛ مانند :